|
|
|
+
تاريخ ساعت نويسنده بی هویت PooCh
|
+
تاريخ ساعت نويسنده بی هویت PooCh
|
حالا آماده ام با آغوشی باز با دلی خون با چشمانی که به خون نشسته حالا آماده ام می خواهم در آغوشم بگیری می خواهم لبانم را قفل کنی با بوسه ای حالا آماده ام برای مردن برای لمس خاک نم دار از بارون تابستان حالا آماده ام
+
تاريخ ساعت نويسنده بی هویت PooCh
|
دل تنگم
دل تنگم برای صدات که آوای دلنشینی بود برای قلب مجروحم دل تنگم برای نگاهت که وقتی سکوت میکردی با من سخن می گفت دل تنگم برای دستان قدرت مندت که وقتی در آغوشم میگرفتی آرامش را با تمام وجود احساس میکردم کجای ؟کجای این زمین خاکی ؟ خسته ام از دویدن به سوی سرابها می ترسم که زمانی بر گردی که چشمان منتظر من زیر خاکها بسته شده باشه می ترسم از این که دوباره نبینمت نگم که تمام اون حرفا دروغ بود نمی دونم کی کجا اینطور دلتو که پر بود از عشق زندگی لبریز کرد از کینه بارون شاهد جدای من و تو بود شاهد گریه های بی پایان من که حالا خشک شده مثل کویر هر روز صبح به امید دیدن کسی بیدار میشم که میدونم در مایلها ازم دوره و خبری از این دل خبر نداره دل تنگم دل تنگم برای اینکه دوباره ..............دلم تنگه واسه همه چیزا
+
تاريخ ساعت نويسنده بی هویت PooCh
|
![]()
+
تاريخ ساعت نويسنده بی هویت PooCh
|
+
تاريخ ساعت نويسنده بی هویت PooCh
|
در اين دنيا تك و تنها شدم من گياهي در دل صحرا شدم من چو مجنوني كه از مردم گريزد شتابان در پي ليلا شدم من
((چه بي اثر مي خندم، چه بي ثمر مي گريم به ناكامي چرا رسوا شدم من چرا عاشق چرا شيدا شدم من))
من آن دير آشنا را مي شناسم من آن شيرين ادا را مي شناسم محبت بين ما كار خدا بود از اينجا من خدا را مي شناسم
خوش آن روزي كه اين دنيا سرآيد قيامت با قيام محشر آيد بگيرم دامن عدل الهي بپرسم كام عاشق كي برآيد؟
((چه بي اثر مي خندم، چه بي ثمر مي گريم به ناكامي چرا رسوا شدم من چرا عاشق چرا شيدا شدم من))
+
تاريخ ساعت نويسنده بی هویت PooCh
|
+
تاريخ ساعت نويسنده بی هویت PooCh
|
+
تاريخ ساعت نويسنده بی هویت PooCh
|
خسته ام خیلی
گم شده ام دیر زمانی سگ های وحشی چه رام می شوند در کنار من من انسانم؟ پایم به زمین نمی رسد دستانم به آسمان نمی رسد کجاست یاری کننده ای تا ..... مرگ را برایم به ارمغان بیاورد کجاست یاری کننده ای تا......
+
تاريخ ساعت نويسنده بی هویت PooCh
|
|
|